شنبه ١٣ آذر ١٤٠٠ فارسي|English
 
 
صفحه اصلی|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت
Title
iran
Gallery is Empty!
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
 
متن تصویر:
[عضویت]
NewsletterSignup
نام :   
ایمیل :   


  چاپ        ارسال به دوست

متن مصاحبه دكتر علی‌محمد حلمی در گفت‌وگوی مشروح با خبرگزاري فارس:

نحوه تبلیغ دین در چین/ مکلف به معرفي اسلام هستیم نه مسلمان‌کردن

خبرگزاری فارس: سرپرست مرکز گفتگوی ادیان و تمدن‌ها می‌گوید: در کشورهایی نظیر کره و چین که اکثریت مردم دین خاصی ندارند، در کنار بسط مفاهیمی نظیر عدالت و نفی خشونت، عمده تلاش نمایندگان دینی ایران بر اصل کاربردی ‌بودن دین تمرکز دارد.

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، «مرکز گفتگوی ادیان و تمدن‌ها هفتدهمين سال تأسیس خود در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی را پشت سر می‌گذارد. با «علی‌محمد حلمی» رایزن پیشین فرهنگی ایران در لندن و سرپرست امروز مرکز، گفت‌وگوی مشروحی انجام دادیم که ماحصل آن را در ادامه می‌خوانید.

ضرورت تأسیس مرکزی با عنوان گفتگوی بین ادیان چه بود؟

ـ گفتگوی رهبران و نخبگان دینی می‌تواند هم از نظر شناخت متقابل و هم از نظر تفاهم و معارفه و هم‌زیستی مسالمت‌آمیز و نیز ایجاد فضای صلح و دوستی مؤثر باشد. اگر رهبران دینی با یکدیگر ارتباط نداشته باشند، فعالان سیاسی همه امور را با نگاه تک بعدی و مادی به نفع خود تفسیر می‌کنند و متأسفانه اکنون اکثرا بر کشورهایی حاکمیت یافته‌اند که با یک نوع مدل حکومتی دین‌ستیز یا دین‌گریز اداره می‌شوند. طبیعتاً نتیجه این کم‌کاری هم اوضاعی خواهد بود که در حال حاضر بر جهان حاکم شده است، یعنی هر دولتی که قدرتش بیشتر باشد، حقیقت هم به الزام در مشت او خواهد بود و در این راستا هیچ نهاد بین‌المللی هم قدرت استقامت در برابر آن را نخواهد داشت.

چه ارزش‌هایی فارغ از هویت ملی و بومی شرکت‌کنندگانش در این سلسله گفتگوها به طور مشترک مورد توجه قرار می‌گیرد؟

ـ در کنار مؤلفه‌هایی چون رباخواری، ظلم و کسب منافع که بسیار هم عمومیت پیدا کرده‌اند، مباحث عدالت اجتماعی، کرامت انسانی، نیروی کار که از جمله ارزش‌های الهی قلمداد می‌شوند و در بین پیروان تمام ادیان توحیدی نیز به آن توجه شده، موضوع اصلی بیشتر این گفت‌و‌گوها هستند. حال اگر با وجود کثرت تبلیغ مادی‌گرایان تأثیرگذاری رهبران دینی در اجتماع و سیاست، قدری بیشتر شود، همین مباحث پیش پا افتاده و مهجور می‌توانند قدرت‌های سیاسی موجود را مهار کنند، قدرت‌هایی که معمولا بر مبنای افزایش مالیات برای کسب سود بیشتر اداره می‌شوند.

 تاوان عدم توجه به ارتقای تعاملات دینی آیا با متدینین به کتب غیرآسمانی هم ارتباط پیدا می‌کند؟

ـ در طول فعالیت مرکز گفتگوی تمدن‌ها علاوه بر برگزاری نشست‌های متعدد با سه شاخه مسیحیت ارتدوکس، کاتولیک و پروتستان آن هم در کشورهای مختلف جهان، گفت‌و‌گوهای متعدد بین دینی با رهبران مختلف دینی همچون شورای جهانی كليساها داشته‌ایم که آخرین آن در شهریور امسال در ژنو برگزار شد. همین ارتباط با ادیان شرقی مانند بوداییی‌ها و همچنین آیین‌های کنفسیوسی و هندوئیسم به تازگی در دستور کار قرار گرفته است، همه و همه نشست‌هایی هستند که با هدف تبدیل فضای مقابله به فضای مصالحه و همکاری صورت پذیرفته است. چرا که اگر به تعامل با پیروان این قبیل ادیان قائل نبودیم، برنامه‌ای را هم برای مذاکره با آنها تنظیم نمی‌کردیم.

بزرگترین انتقادی که به گفتگوی ادیان در کشور می‌شود معطوف به این است که اصل مصاحبت بر تغلیب کلام استوار است تا تقریب گفت‌و‌گوها! نظر شما در این مورد چیست؟

ـ‌ این صحبتی است که واقعیت ندارد، چرا که ما در گفت‌و‌گوهای دینی خودمان، اسلام را تبلیغ نمی‌کنیم. اگر بخواهیم فرضاً مسیحیان را نقض کنیم و بگوییم فقط اسلام در این مورد سخن حق را می‌گوید و شما ناحق هستید، این می‌شود همان چیزی که شما می‌فرمایید؛ یعنی تلاش برای غلبه دادن اسلام به ادیان. در صورتی که تمام گفت‌و‌گوهای ما به صورت فرصت‌هایی برابر و با حق انتخاب برای طرفین انجام می‌پذیرد. ما هم با رعایت همین شرط دعوت میزبانی سایر ادیان را برای شرکت در گفت‌و‌گوها را می‌پذیریم، چون اعتقاد جمعی بر این است که غایت نهایی گفتگوی ادیان درک متقابل و تقویت اشتراکات است.

البته باید این را هم اضافه کنم که ایران به عنوان مرجع تشیع و به خصوص علمای شیعی به عنوان شخصیت‌هایی عقلگرا در طول تاریخ همیشه به عنوان پیشگامان گفتگو مطرح بوده و هستند. در حالی که این وضعیت در مورد دیگر مذاهب به این منوال نبوده و در حال حاضر سلفی‌ها و وهابی‌ها گفتگوهای دینی را قبول ندارند و غیرمشروع می‌پندارند. بنابراین شاید بشود گفت که تبلیغ و ترویج یا همان تغلیب اسلام تنها در مورد آنها موضوعیت دارد، به این دلیل که آنها ثابت کرده اند که حتی تحمل سایر فرق اسلامی را هم ندارند تا چه رسد به ادیان غیر اسلامی و با همین نگاه بسته آن‌هاست که مسیحیان جهان در گفت‌‌و‌گوی دینی با اسلام بیشتر به سمت شیعیان گرایش دارند.

علت استقبال غیرمسلمانان به خصوص اروپایی‌ها را در دعوت از شیعیان به عنوان نمایندگان جهان اسلام، معطوف به چه اموری می‌دانید؟

ـ به شخصه همین حقیقتی که به آن اشاره داشتید را بارها در نشست‌ها و گفتگوها و آن هم از زبان نماینگان ادیان غیراسلامی شنیده‌ام و دلیل آن را بیشتر به جهت دیدگاه علمی و مبانی تحقیقی شیعی می‌دانم و اینکه ما آنچه را که بدان اعتقاد داریم از متن صریح قرآن به عنوان منبعی وحیانی استخراج کرده ایم. شیعیان بر خلاف سایر فرق اسلامی دین را اجباری و حقیقتی تحمیلی قلمداد نمی‌کنند. جدای همه این دلایل، آنچه همه پیروان ادیان الهی را در تقریب و تعامل با شیعیان راغب ساخته این اعتقاد است که ما همه پیامبران را مبعوث از جانب خدا دانسته و حتی معتقدیم با وجود بعثت خاتم انبیاء باز پیروان ادیان الهی در مباهی به اسلام هیچ اجباری را متحمل نخواهند شد. از میراث اصلی شیعیان که همان اقوال و اعمال خاندان نبوت است نیز برمی‌آید که ما باید با روش حسنه و گفت‌و‌گو با دیگران رفتار کنیم، چنانچه وقتی امیرالمؤمنین(ع) مالک اشتر را به حکومت مصر منصوب می‌کنند، هنگام اعزام ایشان می‌فرمایند: «مردم دو طایفه هستند؛ یا اینکه مسلمانند و هم‌کیش تو یا اینکه غیر مسلمانند، اما هم‌نوع تو. تو در دو حالت موظفی که با همه آنها یکسان رفتار کنی و یک نگاه نسبت به آنان داشته باشی».

 ارائه نظریات جمهوری اسلامی ایران در کثرت کنفرانس‌های جهانی و تعدد سمپوزیوم‌های دینی تکیه بر چه پیش‌فرض‌هایی دارد؟

ـ بیشتر مواضع بر محور فطرت انسانی و مشترکات بین ادیان پایه‌گذاری می‌شود و مباحثی چون عدالت، تربیت و جایگاه خانواده، تعامل، حقوق بشر، کاربرد دین در جامعه بشری و جلوگیری از خشونت، ظلم و تجاوز به دلیل ابتلاء بیشتر مردم جهان به این مسائل بیشتر از سایر موضوعات مطرح می‌شود. در کشورهایی مثل کره و چین که اکثریت مردم دین خاصی ندارند در کنار بسط مفاهیم ذکر شده، عمده تلاش نمایندگان دینی ایران بر همین اصل کاربردی بودن دین تمرکز دارد. چرا که دین فارغ از جنبه اعتقادی آن می‌تواند برای بشر امروز به عنوان یک برنامه زندگی مطرح شود. ماهیت دین بر خلاف حکومت سیاسی کلیساها در قرن هجدهم و تدابیر برخی کاهنان یهودی در طول اعصار، همان روش کاربردی است که پیامبر مکرم اسلام است که بر مبنای آن زیست و بر همان مبنا همان نیز حکومت دینی تشکیل داد.

  به نظر می‌رسد موفقیت‌هایی که گاه در زمینه تعریف روشنی از مقوله دین‌گرایی از سوی عاملان مطرح می‌شود، بیشتر جنبه ذهنی دارند تا ماهیتی واقعی و ملموس، این امر را مانند غالب مدیران سیاه‌نمایی می‌دانید یا یک واقعیت؟

ـ صد البته دریچه‌های عینی مستلزم ایجاب دریچه‌های ذهنی بوده و هر عملی با یک تصمیم قلبی صورت می‌گیرد. وقتی که کسی در ذهن خود به این نتیجه می رسد که باید با این دین و با چیستی اسلام آشنا شود، این خود یک گام بلند در موفقیت عاملان دینی به حساب می‌آید، حالا این که بعد از این اتفاق برای تداوم آن و بهره برداری هرچه بهتر از گرایش‌ها چه اقداماتی صورت می گیرد، صحبت دیگری است. البته در بخش پذیرش دینی همان طور که تحمیل نارواست، تبلیغ سوء هم جایز نیست. در قبول هر ایجابی، افراد آزادند و اجباری به آنها نیست. در این زمینه هم ما مکلف شده‌ایم که دین را معرفی کنیم و نه اینکه مکلف شده باشیم همه را مسلمانان کنیم؛ ما تکلیفی در این باب نداریم.

 برای کاربردی کردن دین چه اقداماتی انجام شده است؟

ـ در نشست اخیر در سوئیس اتفاقا نمایندگان ایرانی حاضر همین نکته به صورت سؤال مطرح شد و در ادامه برای غیر کاربردی بودن مباحث خوب مطرح شده هم به ارائه راه کار هم پرداختیم.

یکی بهره‌برداری از رسانه‌ها بود. یعنی به این نکته تأکید شد که مراکز دینی و تشکل‌های ذیربط در تمام کشورها باید تلاش کنند تا رسانه‌ای قدرتمند برای پوشش اخبار و فعالیت‌های خود داشته باشند و برای مثال از همین طریق در مواقعی که درگیری و خشونتی در نقطه‌ای از جهان علیه مفاهیم الهی صورت می‌گیرد، موضع‌گیری کنند. این نکته تصریح شد که وقتی روزی خبری چون کشتار بی‌رحمانه مسلمانان در میانمار انتشار می‌یابد، همه ادیان باید در قبال این جنایات ضد بشری و ضد دینی موضع‌گیری کنند و رهبران تمام مراکز گفتگوی بینادینی بایستی این قبیل اقدامات را قاطعانه محکوم کنند. همچنین مطرح شد که در قبال اهانت به قرآن کریم و سایر کتب آسمانی، همه متدینین باید واکنشی یکپارچه داشته باشند، چرا که این جسارت‌ها منحصرا مربوط به پیروان یک دین نبوده و در حقیقت توهین به همه ادیان الهی و اعتقاداتی دینی به شمار می‌آید.

 غیر از اعلام مواضع، برای کاربردی شدن دین در زندگی چه پیشنهاداتی داشتید؟

ـ از دیگر راهکارها فعال کردن جوانان و به خصوص بانوان بود که در مباحث بینادینی تشریح شد که برای دستیابی به یک نظم نوین در احترام به همه ادیان توحیدی و بازگشت نگاه دو بعدی دینی و دنیوی به انسان باید این قبیل امور با پیش زمینه‌ای اساسی و از طریق مدارس، مراکز فرهنگی و البته خانواده فرهنگ‌سازی شود.

چرا ضمانت اجرایی لازم برای تحقق این پیشنهادها هیچ‌گاه تبیین نمی‌شود؟

ـ در این زمینه هم پیشنهاد شده که از طریق سازمان ملل اهانت به ادیان ابراهیمی و مقدسات دینی جرم تلقی شود و هم پیش فرض‌هایی صورت پذیرد تا در پیگیری حقوقی این جسارت‌ها برای مثال با مرتکبین جرایم مشابه با چه کیفرخواستی و از سوی چه دادگاه صالحی برخورد شود. البته تا زمانی که این مهم به صورت قانون ابلاغ نشود و این خواسته بزرگ تنها در حد یک نیاز عمومی باقی بماند و در این سازمان تعریف نشود، قطعا هیچ ضمانت اجرایی قدرتمند دیگری وجود نخواهد داشت که هم‌اکنون مطالبه بزرگترین جمعیت دینی جهان متاسفانه به بهانه واهی آزادی بیان و امنیت اجتماعی، هنوز در حد یک مطالبه باقی مانده و تا به امروز هیچ بررسی لازمی در مورد آن صورت نپذیرفته است.

 در معنای لغوی ترکیب گفتگوی ادیان اغلب بر تغلیظ گفتگو بر دین تأکید دارند، موضع شما در تشریح ابتدایی از واقعیتی به نام گفتگوی ادیان چیست؟

ـ آنهایی که گفتگو را در این راستا بر هر چیزی اولیت می‌بخشند، در حقیقت وقت خود و هم دیگران را تلف می‌کنند، چون گفت‌و‌گو یک ابزار است و هدف نیست. آنچه مهم است محتوای این گفتگو است و وقتی که می‌گوییم گفت‌و‌گوی ادیان یعنی هدف ما در حقیقت طرح مباحثی است که در ادیان الهی عنوان شده که بایستی هم بر روی همین مقوله هم بحث شود.

 با توجه به نظریه جدید «تمدن اسلامی نوین»، بهترین اقدام را جهت بسط این خواسته بزرگ چه می‌دانید؟

ـ با مروری کوتاه به تاریخ اسلام با استثنا کردن حکومت‌های متعصبی چون امویان، عباسیان و عثمانیان در می‌یابیم که اسلام وقتی به اوج تمدن رسیده که در کنار اکثریت اسلامی، اقلیت‌های غیرمسلمان نیز در مراکز حکومتی و دربارها به میزان تخصصی که داشتند، فعالیت می‌کردند و به میزان به کار گیری آنها در حکومت هم از حقوق اجتماعی برابری برخوردار بودند که این هم‌افزایی یکی از دلایل شکوفایی اسلامی بود. از همین رو برای انتشار هر چه بهتر و بیشتر این نیاز که در شرایط فعلی فراتر از یک خواسته مطرح می‌شود، جهان اسلام ضمن آگاهی از داشته‌های خود و حساسیت موجود نسبت به وضعیت امروز و سرنوشت فردای کشورهای اسلامی، باید با هم افزایی بیشتر هر چه زودتر به صورت جمعی این تمدن نوین اسلامی را انتشار دهد که اگر کشورهای اسلامی مانند اتحادیه اروپا ائتلاف واحدی را برای اقتدار خود تشکیل دهند، در تسریع استقرار تمدنی مبتنی بر اسلام کوشیده‌اند که حصولش بیش از همه نجات‌بخش خود آنها خواهد بود.

 


١٣:٥٨ - چهارشنبه ١١ بهمن ١٣٩١    /    شماره : ٥٩٤١٩٢    /    تعداد نمایش : ١٣٦٦


امتیازدهی
نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





جستجو
جستجوی پیشرفته جستجوی وب
banners
فصلنامه گفتگو شماره دو زمستان 1393

فصلنامه گفتگو، بهار 1393

مجله خبري گفتگوي اديان و تمدن ها

مجموعه مقالات

ديالوگ 5

ديالوگ 6
vote
نظرسنجي غير فعال مي باشد
UsersStats
Visitorsofpage: 15762
Visitorsofday : 151
Visitorsofpage : 1826062
Onlinevisitors : 1
PageLoad : 1.8211

صفحه اصلی|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت