چهارشنبه ٢٣ آبان ١٣٩٧ فارسي|English
 
 
صفحه اصلی|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت
Title
iran
Gallery is Empty!
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
 
متن تصویر:
[عضویت]
NewsletterSignup
نام :   
ایمیل :   


  چاپ        ارسال به دوست

گفت‌وگوی مشروح فارس با علی‌محمد حلمی

ایران در ميان كشورهاي اسلامي آغازگر گفت‌وگوی ادیان در دنیاست/ مرز یهود و صهیونیسم برای گفت‌وگوهای دینی مشخص نیست

رئیس مرکز گفت‌وگوی ادیان و تمدن‌های سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی گفت: رویکرد اصلی در برپایی گفت‌وگوهای دینی پرهیز از مباحث نظری صرف و توجه به جنبه‌های کاربردی ادیان است؛ چرا که باقی ماندن این مباحث در سطح نخبگان کافی نیست.

گروه آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، مرکز گفت‌وگوی ادیان در ابتدا سال 1369 در معاونت بین‌الملل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تأسیس شد و پس از تشکیل سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در سال 1375 در داخل این سازمان به کار خود ادامه داد. شروع گفت‌وگوهای دینی مرکز به صورت نشست‌های مسیحیت ارتدوکس در یونان و روسیه و مسیحیت کاتولیک در واتیکان و اتریش ادامه یافت.

علی‌محمد حلمی رئیس مرکز گفت‌وگوی ادیان و تمدن‌های سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و رایزن اسبق فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در سریلانکا و بریتانیا پس از گذشت نزدیک دو دهه از فعالیت‌های این مرکز درباره نشست‌های دو جانبه، کنفرانس‌ها،‌ اجلاس‌های بین المللی ادیان، وضعیت ادیان در جهان اسلام و ارتباط آن با دیگر جوامع، برنامه‌های مرکز گفت‌وگوی ادیان در نیمه دوم سال 94 مباحثی را در گفت‌وگو با فارس بیان کرد.

مشروح بخش نخست گفت‌وگو با علی‌محمد حلمی را در ادامه می‌خوانیم:

*لطفا ابتدا درباره فعالیت‌های خود در مرکز گفت‌وگوی ادیان و تأثیراتی که این جلسات و نشست‌ها در دنیا گذاشته است، توضیحاتی بفرمایید.
- اجازه می‌خواهم درباره تحولات ایجاد شده در سطح جهان مباحثی را بیان کنم. پیش از این تحولات کنونی در صد سال گذشته كه جهان وارد انقلاب صنعتی شد به کلی دین و ارزش‌های دینی از جامعه کنار گذاشته شد در واقع اعتراض در برابر حاکمیت کلیساها بود. در نهایت جامعه و زندگی اجتماعی مردم به صورت کاملاً صنعتی، مادی و اومانیستی بر محوریت ارزش‌های انسانی استوار شد.

به هر حال تبعات جامعه صنعتی بدون ارزش‌هاي ديني به جایی رسید که کلیساها و کشورهای غربی خالی از کسانی شد که هر هفته عبادت می‌کردند و قدرت‌های جهانی هم همه همّ و غمشان ایجاد منافع بیشتر، درآمد و قدرت بود بنابراین نگرش‌های مادی بدون حد و مرز با نگاه روایات اسلامی و ائمه معصومین (ع)، انسان را به ورطه انحطاط و سقوط مي‌کشاند، اینطور شد که امروز ما شاهد انحطاط ارزش‌های اخلاقی در این چند دهه در غرب هستیم علتش هم فراموشی ارزش‌های الهی، انسانی و فاصله گرفتن از اخلاقیات و معنویات است.

علل انحطاط ارزش‌های اخلاقی در غرب فراموشی ارزش‌های الهی،‌انسانی و فاصله گرفتن از اخلاقیات و معنویات است

پس از انقلاب اسلامی در عین ناباوری غرب تغییراتی درباره اسلام و نقش

دین در جوامع ایجاد کرد، مقداری تردیدها و علامات سؤال نسبت به تزهای شرقی و غربی با ساقط شدن کمونیست و غربی که کاملاً دین را از اجتماع جدا می‌دانست به چالش کشید. بشر امروز آنقدر به دردسر افتاده که حتی قدرت‌هایی که مدعی ثبات و قدرت بودند هم الان در ریشترهای متفاوت دچار زلزله‌های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی شده‌اند.

*نقش اسلام در تأثیرگذاری بر این وضعیت جهانی چیست؟ آیا اندیشمندان دیگر ادیان در ساختار سیاسی قدرت‌ها نقشی دارند؟
-نقش عقلانیت و خردورزی که مهمترین محور دعوت به اسلام است در جهان امروز یک نقش سازنده و محوری پیدا کرده و دین را در حقیقت با محوریت عقلانیت معرفی کرده است چرا که اگر غیر از این بود به جمود و خشكي نسخ قبل از انقلاب صنعتی یا ورطه‌های افراطی‌گری می‌رفت، بنابراین امروز شاهد هستیم که پس از پاپ بندیکت شانزدهم (Benedictus XVI) که بالاترین مقام مسیحیت جهان است پاپ فرانسیس (Franciscus) می‌آید و مواضعش نسبت به سیاست 180 درجه متفاوت شده است به گونه‌ای که به کشیشان در همان ابتداي مسئوليتشان اعلام می‌کند نباید شما شاهد به دار رفتن مجدد عيسي مسيح (ع) باشید بلکه شما در قبال مردم و جامعه آنها مسئولید! همه اینها مؤید این نکته است تصوری که پیشتر مسیحیت نسبت به دین داشت که دین جدا از زندگی اجتماعی است، دیگر به کنار گذاشته شده و الان اینها معتقدند که دین خواه ناخواه در زندگی اجتماعی نقش آفرین است.

همین نیاز است که اهمیت اندیشمندان دینی و نقش آفرینی آنها را در ساختار سیاسی مورد توجه قرار می‌دهد و مشاهده می‌کنیم که توسط همین قدرت‌های سیاسی گروه‌هایی به نام دین تقویت و حمایت می‌شوند،‌ دینی که تعبیر و تفسیرش را خود سیاست‌مداران کم اطلاع از دین تعریف می‌کنند گروه‌هایی هستند که شروعش از طالبان در افغانستان، القاعده، النهضه و داعش زاییده و هر روز افراطی‌تر نقش آفرینی می‌کند، ابتدا در پوشش دین و بعد کاملاً با تعریفی متفاوت تروریستی کار می‌کنند بسیاری از این گروه‌ها به لحاظ اعتقادی هیچ نظریه‌ای قابل توجه و مبتنی بر متون دینی نتوانستند ارائه دهند این اتفاق در مسیحیت،‌ بودائيسم و یهودیت هم افتاده است و سیاسیون به این دلیل که بتوانند موازنه قدرت را در مناطق برقرار کنند، وارد عمل شده اند و از دين ابزاري براي مطامع سياسي خود استفاده مي كنند.

بنابراین تئوری صهیونیست ها نتیجه‌اش همین دخالت‌ها و شرارت‌ها در منطقه است، بخشی از مسیحیت به خاطر فلسفه‌هایی که از یهودیت با خود دارند به قرآن سوزی و اهانت می‌پردازند برخی کشیشان که هیچ مبنای نظری دینی مسیحیت همراه ندارند کارهایی این چنین می‌کنند.

در جلسه‌ای که ما با برخی کشیشان داشتیم یکی از کشیشان تعریف می‌کرد به منزل کشیشی که در آمريكا قرآن سوزانده بود رفته بوده و دیده که به جای شمایل حضرت مریم و علائم مقدس، عکس یک سری آدم‌های لات و چاقوکش و پوسترهای خشن آنجا آویزان بوده است بنابراین مشخص می‌شود که این کشیشان از نظر کلیسا تأیید شده و مورد اعتماد نیستند و اين همان گروه‌هاي افراطي مسيحي هستند.

حتی این بودایی‌ها در میانمار هم که مسلمانان را به خاک و خون کشیدند زمانی که با رهبران عالی رتبه‌شان در تهران ملاقات کردیم آنها این اعمال را به شدت محکوم کردند و به ما گفتند که اینها گروه‌های افراطی خشونت طلب هستند که خود رهبران واقعی هم برای کنترلشان به زحمت می‌توانند اقدامی کنند، البته به ما قول دادند کارهایی انجام می‌دهند تا درگیری‌ها فروکش کند.

این اتفاقات و مسائل در بین مسلمانان هم رخ می‌دهد، بنابراین می‌توانیم بگوییم که این چالش‌های متنوع و زیاد به نام دین در راستای مطامع سیاسی قدرت‌ها ایجاد می‌شود همین مسائل است که بشریت امروز را به دردسر انداخته است.

*بنابراین آنطور که مشخص است همه می‌خواهند این مشکلات به نوعی برطرف شود اما راهکار واقعی چیست؟ نقش گفت‌وگوی ادیان در این بین چیست؟
-در این قضایا بهرحال اهمیت گفت‌و گوی ادیان با اندیشمندان دینی نشان می‌دهد که هیچ یک از متون دینی خشونت و افراط‌گرایی را تأیید نمی‌کند در اظهارات رهبران معتبر دینی هم چنین خشونتی تأیید نمی‌شود بالاتفاق ادیان الهی هرگونه خشونت و افراط‌گرایی را در دین رد می‌کنند، در خود قرآن کریم هم آمده که در دین هیچ اجباری نیست در دیگر متون مقدس هم مجوز و توصیه‌ای به خشونت نشده است بلكه این امر نهی شده است، بنابراین رفتار بزرگان، ائمه و پیامبران الهی هر گونه خشونت را حتی نسبت به حیوانات و موجودات دیگر زنده رد می‌کند این ظرافت تا جایی در اسلام رعایت شده که در اعمال حج هم شما یک گیاه را نمی توانید از زمین بکنید چرا که جان دارد و آفریده خداست اما متأسفانه امروز می‌بینیم که به نام دین این همه خشونت می‌شود و نتیجه اش نیز بازگشت به بی دینی در جهان است.

بخاطر همین مسئله، رهبران دینی و مؤمنین به ادیان الهی جبهه‌ای در مقابل کسانی که نسبت به ارزش‌ها و ادیان الهی بی توجه هستند، تشکیل داده‌اند تا نقش خود و مسئولیتشان را بشناسند و بدان عمل کنند پس از انقلاب اسلامی مشاهده می‌کنیم که مرکز گفت‌وگوی ادیان تشکیل شد و با استقبال در سراسر جهان مواجه شد اگر چه در سال‌های اول کارها سخت بود حتی برخی اندیشمندان داخلی خودمان هم این مرکز و گفت‌وگوها را قبول نداشتند و می‌گفتند که ما تنها موظفیم اسلام را در قالب دین برتر معرفی کنیم.

بنابراین بر اساس تفکر راستین اسلام و رهبری امام راحل و مقام معظم رهبری این تفکر پا می‌گیرد و گفت‌وگوی ادیان راه می‌افتد، حدود 25 سال است که به صورت رسمی گفت‌وگوهای دینی بین مسلمانان و اندیشمندان شیعه و دیگر ادیان از جمله مسیحیت کاتولیک، ارتدوکس، پروتستان و حتی بوداییان شروع شده است، چند دور گفت‌وگوها با کاتولیک‌ها و عالی‌ترین مقامات آنها که جانشین خود پاپ به عنوان رییس هیئت اندیشمندان مسیحی کاتولیک و نيز گفتگو با کلیسای ارتدوکس و کاتولیک‌های اتریش و پروتستان‌های شورای جهانی کلیساها برگزار مي‌گردد، این گفت‌وگوها متناوب در ایران و دیگر کشورها برگزار می‌شود.

*رویکرد اصلی در برپایی گفت‌وگوها چیست؟
-رویکرد اصلی، کاربردی کردن مباحث است گفت‌وگوها یک تعریف و نظم خاص دارد و از اینکه تنها بر مباحث نظری صورت گیرد اجتناب می‌شود بنابراین رویکردهایی که جنبه کاربردی دارد را بیشتر مطرح می‌کنیم. بحث ارزش‌های انسانی و اخلاقی از نظر اسلام و مسیحیت،‌ عدالت اجتماعی و شخصی از نگاه اسلام و مسیحیت و همینطور خانواده از نگاه اسلام و مسیحیت و دیگر ارزش‌ها که دستاورد عملی داشته باشد ،‌ صورت می‌گیرد.

*آیا با چالش خاصی هم در برپایی گفت‌وگوهای ادیان روبه‌رو بوده‌اید؟
-چالشی که امروز ما در میان گفت‌وگوهای ادیان با آن روبه رو هستیم این است که چگونه فرهنگ گفت‌وگو و ثمرات گفت‌وگو را به جامعه برسانیم چرا که باقی ماندن این مباحث در سطح نخبگانی کافی نیست در برخی دوره‌ها هم بحث بانوان و نقش بانوان و خانواده در انتقال فرهنگ گفت‌وگو و مفاهیم،‌ نقش جوانان و رسانه‌ها سه محور اصلی قرار می‌گیرد.

در برخی نشست‌ها ما توانستیم مباحث را از نگاه اندیشمندان مختلف مطرح کنیم این مسیر همیشه هم ادامه خواهد داشت و یک کنفرانس موردی نیست بلکه یک مسیری است که همیشه اندیشمندان مسلمان شیعه آن را هموار می‌کنند بنابراین زمانی که ما گفت‌وگو را می پذیریم یعنی می‌پذیریم که شما به عنوان کسانی که پیرو دین هستید مورد احترام هستید و فی نفسه یک پیام مثبت از جمهوری اسلامی ایران به دنیا می‌باشد.

در بین کشورهای اسلامی ایران تنها کشوری است که می‌توانیم بگوییم آغازگر گفت‌وگوهای دینی بوده است البته اگر مقداری به تاریخ بازگردیم می‌توانیم بگوییم که در صد سال گذشته از زمانی که در اصفهان گروه گفت‌وگوی صفه تشکیل شد،‌گفت‌وگو با رهبران و اقلیت‌های دینی سابقه تاریخی داشت تا به امروز که به صورت زنده در سطح بین‌المللی با جهان گفت‌وگوی دینی می‌کنیم.

*تکلیف دفتری که عربستان در وین به منظور گفت‌وگوی ادیان تشکیل داده چیست، هدف از راه اندازی این دفتر چه بوده است؟
-عربستان در دو ـ سه سال اخیر به دلیل حمایت‌هایی که از گروه‌های افراطی و تروریستی کرده از جانب غربي‌ها تحت فشار قرار گرفته و برای اینکه یک مقدار این فشارها را کم کند دفتری در وین به نام گفت‌وگوی ادیان تأسیس کرد که این دفتر تنها یک ویترین است چرا که کشوری که در عمل خود دچار مشکل است كشوري كه از گروه‌هایی که کلیساها و مساجد و اماكن مذهبي را آتش می‌زند دفاع می‌کند، چطور می‌تواند بگوید که در حوزه گفت‌وگوی ادیان فعال است، حتی گفته می‌شود بسیاری از رهبران ادیان رسمیت این دفتر را نپذیرفتند تا جایی که پیش از عید دولت اتریش اعلام کرد که احتمال دارد این دفتر را تعطیل کند!

ایران به خوبی ثابت کرده که در داخل کشور بیشترین تعامل را با اقلیت‌های دینی دارد و همچنين در عرصه بين‌الملل با بزرگان و انديشمندان ديگر اديان تعامل گسترده‌اي دارد ، و حقوق اقليت‌هاي ديني را به رسميت مي‌شمارد، آن‌ها در ايران مراسم ديني و فرهنگي و آموزشي خودشان را دارند و نمایندگان اقلیت‌های زردشتی، مسیحی، ارمنی و آشوری و کلیمی در مجلس شوراي اسلامي حضور فعال دارند.

بنابراین ايران واقعیتی مثال‌زدنی در جهان است در حالي که کشورهای مدعی دموکراسی و آزادی برای اقلیت‌های مسلمان در کشورشان حقوق مساوی قائل نمی‌شود. عملکرد ایران متأسفانه علی رغم اینکه برای خیلی‌ها ناشناخته است اما مرکز گفت وگوی ادیان به گوش رهبران جهانی می‌رساند و در برخی تماس‌ها و نشست‌ها مطرح می‌کند.

*لطفاً درباره برنامه‌هایی که در سال جاری این مرکز در دست دارد، توضیحاتی بفرمایید؟
-با حمایت‌هایی که مرکز گفت‌وگوی ادیان از ناحیه مقامات ارشد نظام می‌شود این گفت‌وگوها در 25 سال اخیر ادامه داشته است و کسانی که اعضای هیئت علمی مرکز هستند در حوزه‌های دانشگاهی و در تولید محتوای اطلاعات و علمی در گفت‌وگوها مشارکت می‌کنند. البته مركز ما از ظرفيت هاي حوزوي و دانشگاهي در كشور استفاده مي‌كند.

ما امسال ششمین دور گفت‌وگو با اتریش را در مهر ماه و به میزبانی وین برگزار می‌کنیم،‌ چهارمین کنفرانس گفت‌وگوهای دینی با اسقفان سوییس نیز مهر ماه و هشتمین دور گفت‌وگو با شورای جهانی کلیساها در كشور سوئيس، گفتگو با رهبران بودايي در دي ماه در ميانمار و پنجمین دور گفت‌وگو با کره جنوبی را برگزار می‌کنیم و همچنين گفت‌وگوهایی با آفریقا، بالکان و آمریکای لاتین و بوسنی در برنامه پنج ساله آینده داریم.

*تقویمی که برای برپایی کنفرانس‌ها در نظر دارید به چه صورت است، چه بازه زمانی را برای هر کنفرانس و نشستی در نظر دارید؟
-از نظر مقطع زمانی هر دو سال یک بار گفت‌وگوها را برگزار می‌کنیم که سعی می‌کنیم زمان بندی آن درست باشد و هر سال تمهیدات آن چیده و سال بعد کنفرانس و نشست برپا شود، برخی از گفت‌وگوها هم سالیانه برگزار می‌شود ، پیش از چاپ مجله نیز مجله الکترونیکی هر همایش منتشر می‌شود و به کتابخانه‌ها و دفاتر محدودی هم مکتوب ارسال می‌شود یک مجله خبری گفت‌وگوی ادیان هم در ایران منتشر می‌شود که در نوع خود منحصر به فرد است، کارشناسان ما در مرکز گفت‌وگوی ادیان تمام فضاهای بین‌المللی مربوط به اخبار ادیان را رصد، استخراج و ماهانه منتشر می‌کنند.

*با توجه به اینکه نزدیکترین دین به اسلام یهود است و در قانون اساسی ما هم کلیمیان نماینده دارند اما بازهم گفت‌وگویی با یهودیان صورت نمی‌گیرد، در حالی که مشکل ما با صهیونیست‌هاست...

-یهودیان یک جامعه بسته هستند و تمایلی برای تبلیغ دین و گفت‌وگو با ادیان ندارند کما اینکه با مسیحیان هم کمتر گفت‌وگو می‌کنند همچنین تشخیص مرز بین صهیونیست‌ها و یهودیان دشوار است به همین دلیل به صورت جداگانه ما با آنها گفت‌وگو نمی‌کنیم اما در نشست‌های دینی ما از آنها دعوت می‌کنیم و آنها هم شرکت می‌کنند و دیدگاهشان را می‌گویند.

*یک نکته دیگر که جایش در گفت‌وگوهای ادیان خالی است با توجه به اینکه نماینده پاپ یا پاتریارک ارامنه یعنی شخصیت‌های والای مسیحی و بودیسم در جلسات حضور می‌یابند، از سمت ما چهره‌های برجسته فقهی نظیر مراجع تقلید در این جلسات حضور ندارند، علت چیست؟
-البته در گفت‌وگوها از محضر افرادی نظیر آیت‌الله امامی کاشانی ، آيت الله بوشهري، آيت الله جوادي آملي، آيت الله سبحاني، آيت الله مكارم استفاده كرده و مي‌كنيم. و گزارشاتی به آنها داده و از توصیه‌هایشان استفاده کردیم.

بنابراین همین که مرجعی ما را می‌پذیرد و ملاقات و تشویقمان میکند برای آنها هم سندیت دارد کسانی كه ما در این گفت‌وگو انتخاب مي‌كنيم شخصيت‌هاي فرهیخته‌ای هستند که به لحاظ علمی و تألیفات و سطح دینی در سطح عالي هستند ما خوشبختانه در ميان علما و انديشمندان مسلمان شيعه افراد با سواد و فرهيخته زياد داريم و این جلسات بهترین فرصت برای معرفی اندیشه‌های دینی ماست.

یادم است سال 91 گفت‌وگوی دینی حول محور عدالت اجتماعی در واتیکان برگزار شد اعضای هیئت 9 نفره ما در مقالات و سخنرانی‌شان مدام کدهایی از خطبه‌های امام علی (ع) و دیگر ائمه می‌دادند سایر هیئت‌ها در زمان تنفس این کدها را از ما می‌پرسیدند تا بدانها رجوع کنند، بنابراین این گفت‌وگوها بهترین فرصت است تا ما بتوانیم به زبان علمی در مقام گفت‌وگو حرف‌هایمان را بزنیم و اینها در دراز مدت تأثیر خود را خواهد گذاشت.

*آیا تا به حال مستندسازی هم برای تهیه گزارش و مستند از این کنفرانس‌ها با خود همراه کرده‌اید؟
-متأسفانه خیر، برخی گروه‌ها مثل واتیکان معتقدند که نباید این مسائل رسانه‌ای شود چرا که ممکن است از آنها سواستفاده شود برخی هم مشکلی ندارند ما در ایران حضور رسانه‌ها را در نشست‌هايمان داريم. منهای واتیکان که تنها در مراسم افتتاحیه خبرنگار می‌آید، بهرحال اگر خبرنگار و مستندساز همراه ما باشد مفیدتر خواهد بود و خوراک خوبی برای مستندسازی است بنابراین اگر برخی رسانه‌ها تمایل داشته باشند که ما را همراهی کنند ما استقبال می‌کنیم و مشکلی در این زمینه نداریم.

*آیا مصادیقی برای اتفاقات علیه فعالیت‌های رسانه‌ای ادیان مشاهده کرده‌اید و تصور می‌کنید علت این مخالفت ادیان برای فعالیت‌های رسانه‌ای چیست؟
-بله، خاطرم می‌آید در نشست یازده روزه مجمع عمومی شورای جهانی کلیساها که با حضور بیش از دو هزار و سیصد کشیش اروپایی به همراه سه کشور اسلامی ایران، ‌اندونزی و مصر در کره دعوت شده بودیم، پشت درب ساختمان کنفرانس تعدادی مسیحی علیه شورای جهانی کلیساها در مخالفت با گفت‌گوهای دینی با غیر مسیحی‌ها تظاهرات کرده بودند و تا روز آخر کنفرانس نیز به تحصن خود ادامه دادند و معتقد بودند که اهل نجات مسیحیان هستند و نباید با مسلمانان و دیگر ادیان گفت‌وگو کنند، دبیرکل همین کنفرانس به بنده گفت که اینها نظیر همین گروه‌های افراطی داعشی هستند!

خود واتیکان هم به دلیل برخی ترس‌هایی که از ایجاد فشار علیه مسیحیان دارد از برخی فعالیت‌های رسانه‌ای و تبلیغاتی پرهیز می‌کند بنابراین باید تا حدودی به اینها حق داد چرا که لابی‌های صهیونیستی بسیار قوی است و اینها را اذیت می‌کند.

خرداد ماه سال گذشته نیز هیئتی آمریکایی شامل 8 کشیش کاخ سفید و یک نفر از شورای مسلمانان آنجا برای نخستین بار به ایران آمدند منتها ما ترجیح دادیم که چنین حضوری رسانه‌ای نشود چرا که می‌دانستیم در صورت رسانه‌ای شدن بلافاصله لابی‌های صهیونیستی شروع به ایمیل پراکنی علیه این هیئت می‌کنند و آنها را علیه جامعه اروپا و آمریکا می‌شورانند در این صورت قبل از اینکه ما کاری از پیش ببریم ، به صورت منفی تأثیرات این حضور در ایران ظاهر می‌شود.

خلاصه زمانی که گروه اعزامی آمریکایی از ایران خارج شدند پس از مدتی ما مصاحبه‌هایی درباره حضورشان در ایران داشتیم حتی یادم است اینها بازدیدهایی از بازار تهران داشتند و با چشم خود مشاهده کردند که مردم به زندگی عادی خود در شرایط تحریم ادامه می‌دهند و بسیار هم تعجب کرده بودند. حتی آقای هانتر از کشیشان کاخ سفید می‌خندید و می‌گفت که آمریکایی‌ها نشسته‌اند و فکر می‌کنند زندگی در ایران فلج شده است، باید با چشم خودشان ببینند که چطور مردم زندگی روزمره می‌کنند!

بهرحال همین رفت‌وآمد و حضور این کشیشان در کاخ سفید بر اوباما نیز تأثیرگذار بود چرا که اینها شخصیت‌هایی بودند که رأی‌شان مورد اطمینان و مهم بود زمانی که واقعیت‌های جامعه را با حضور در شهر مقدس قم و تهران دیدند با مراجع تقلید صحبت کردند و این دیده‌ها را با شنیده‌هایشان از صهیونیست‌ها درباره فشار علیه مردم در ایران مقایسه کردند و توانستند به خوبی در آمریکا اظهار نظر کنند حتی یکی از آنها در ایران می‌گفت که اگر تصمیم گرفتم مسلمان شوم، شیعه می‌شوم و بنده هم می‌گفتم که ریشه ادیان یکی است و این نشان می‌دهد که شما یک مسیحی واقعی هستید ما هم حضرت مسیح (ع) را نظیر پیغمبر خودمان دوست داریم.

بنابراین تمام این دیدارها فرصت‌های طلایی بود که به صورت نرم نقطه گذاری کنیم و در نهایت یک نقاشی زیبا تا پنجاه سال دیگر ظاهر و بخشی از حقیقت اسلام روشن شود.

*شما خودتان هم نمونه این لابی‌های صهیونیستی را در زمانی که به عنوان رایزن فرهنگی در اروپا بودید مشاهده کردید؟
-بله بنده پیش‌تر که به عنوان رایزن فرهنگی در انگلستان فعالیت می‌کردم نمونه چنین مشکلاتی را مشاهده کردم، خاطرم است هفته فرهنگی ایران که قرار بود در یکی از دانشگاه‌های انگلستان برگزار شود، همزمان با انتخابات سال 88 و سنگین شدن فضای جهانی علیه ایران، در همان زمان یک تعداد ضدانقلاب ایران هم شروع به ایمیل باران ریاست این دانشگاه علیه ایران کردند ما هم که این ایمیل‌ها را دریافت کردیم و دانشگاه را متقاعد کردیم که هیچ مشکلی پیش نخواهد آمد و برنامه برگزار شد و حتی یک نفر از اقلیت‌ها در مراسم هم تصمیم به اغتشاش داشت و سؤالاتی می‌پرسید تا نمایندگی ایران در انگلستان را زیرسؤال ببرد اما رییس دانشگاه پاسخی درخور به او داد و مطرح کرد که اینجا محیطی علمی است و این هم کنفرانسی برای هفته فرهنگی است هیچ ربطی به حمایت از آزادی مردم در ایران و مسائل دیگر ندارد!

در دانشگاه لندن هم یک سالی 22 بهمن مراسم برگزار کردیم اما سال بعدش به دلیل بمباران ایمیل‌ها به رییس دانشگاه به ما اجازه برپایی مراسم را در دانشگاه ندادند نهایتاً ما هم که کارت دعوت‌ها را پخش کرده بودیم، هتلی نزدیک دانشگاه با هزینه زیاد گرفتیم تا برنامه با حیثیت و آبرو برگزار شود.

با این مثال‌ها نشان دادم که در برخی مکان‌ها ما نیاز به تبلیغات نداریم چرا که کار ما را خراب می‌کند حتی زمان تحریم‌ها خاطرم است که برخی مسئولان مصاحبه می‌کردند که چه تحریمی ما به راحتی با فلان شرکت و فلان شرکت کار می‌کنیم! خیلی سریع صهیونیست‌ها یقه آن شرکت‌ها را گرفته و آنها را از ارتباط با ایران منع می‌کردند همین باعث شد که یک مرتبه از سال 91، 92 تمام درهای عرصه‌های اقتصادی، تجاری، بیمه‌ای و ...به روی ما بسته شود درحقیقت اینها از خود ما برای مبارزه با ما استفاده کردند.

*در صحبت‌های ابتدایی‌تان درباره مبارزه با افراطیون در جهان اسلام اشاره کردید، لطفاً بفرمایید که آیا در برخورد با این گروه‌ها نظیر تکفیری‌ها و داعش اختلاف نظری در بین علمای ادیان وجود دارد و آیا با این گروه‌ها می‌توان گفت‌وگو کرد؟
-در واقع ما در برخی از نشست‌ها تلاش کردیم تا مسئولیت‌پذیری رهبران ادیان را نسبت به تأثیرگذاری بر سیاست مداران به عنوان راهکار عملی مقابله با افراطیون بالا ببریم، بنابراین به اینها گفتیم که از نظر دینی موظف هستند از سیاست مداران بخواهند تا کاری در این راستا بکنند نظیر کاری که پاپ انجام داد و از اوباما خواست به سوریه حمله نکند، بهرحال اینها سیاست‌های ادیان است که سیاست مداران را به کارهایی ترغیب می‌کند و بعضا هم جواب می‌دهد.
گفت‌وگو با گروه‌های افراطی بی فایده است چرا که اینها اعتقادی به شنیدن و ارتباط با دیگران ندارند و با همه در جنگ هستند

در نشست اخیری که در قزاقزستان شرکت کردیم و اتفاقاً آقای بانکی‌مون نیز در این نشست حضور داشت یکی از تلاش‌های ما این بود که پیش از برپایی کنفرانس عمومی کارگروهی به عنوان نمایندگی ایران برپا کنیم و در آن تأکید کردیم که باید راهکارهایی پیدا شود تا مجامع مسئول بین‌المللی نسبت به نقش آفرینی رهبران ادیان در مسائل جهانی جایگاهی داشته باشند، بانکی‌مون هم این توصیه ما را قبول کرد و در سازمان ملل جایگاهی برای نقش آفرینی ادیان در آینده و صلح و مدیریت جهانی و مبارزه با خشونت ایجاد شد.

اما در ارتباط با وهابی‌ها و سلفی‌ها نخست باید به این نکته توجه کنیم که ما قدرت اجرایی نداریم و ابزارمان منطق، مستندات دینی و عقلانیت است بنابراین باید بگویم که گفت‌وگو با اینها بی فایده است چرا که گفت‌وگو زمانی حاصل می‌شود که طرف مقابل هم آمادگی شنیدن داشته باشد اینها این آمادگی را ندارند به این دلیل که معتقدند مسلمان و غیر مسلمان در اشتباه و انحراف است و باید با همه جنگید وقتی چنین فضایی حاکم است گفت‌وگو حاصل نمی‌شود و کار بی‌حاصل هم از بین بردن انرژی و زمان است، با این حال ما بدنبال این بودیم که با حامیان آنها گفت وگو کنیم که یک مجموعه دولت‌ها حامیان آنها هستند بنابراین باید با مجموعه‌ای سیاست مدار از طریق نخبگان ادیان وارد کار شد و اینها را وادار به عدم حمایت از افراطیون کرد در این صورت زوال این گروه‌ها حتمی است.

*آیا گفت‌وگوهای ادیان در ارتباط با همجنس‌‌بازان در جهان نتیجه‌ای داشته و در این راستا چه برنامه‌ای داشته‌اید؟
-به هرحال در برخی نشست‌ها اشاراتی کردیم و ملاقات‌هایی هم در این زمینه با واتیکان و کلیسای دیگری که درباره این موضوع موضع گرفته است، داشته‌ایم و تلاش کردیم تا آنها اقدامات عملی بکنند و پاپ هم در اظهاراتش اشاراتی در گفت‌وگوهای ادیان برای ما ارسال کرده است.

*بهرحال اگر مخالفت‌ها عملیاتی‌تر شود آیا نمی‌توان کار جمعی بهتری انجام داد و از دستگاه‌ها هم کمک گرفت تا این جریانی که در دنیا فساد ایجاد می‌کند، متوقف شود؟ به اعتقاد شما این هماهنگی‌ها کار نهادی نظیر دیپلماسی ادیان نیست؟
-بله همینطور است البته اگر ابزارش هم فراهم شود به این دلیل که صرف گفتن این مسائل به نمایندگی‌ها و ملاقات‌ها کافی نیست کما اینکه این اتفاقات پیشتر هم افتاده منتها خود کلیساها و مسیحیان یک مسائلی را در نظر دارند و اجازه نمی‌دهد این مسائل در دانشگاه‌ها و بین نخبگان و ... تبدیل به یک موج شود، وگرنه صرف صحبت کردن الان مطرح می‌شود اما برخی ملاحظه‌کاری‌ها که کلیساها دارند مانع می‌شود و شاید آنها تصور کنند اگر این مسائل زیاد علنی شود یک عده مخالفت می‌کنند و مشکلاتی ایجاد می‌شود.

بنابراین سیاست محافظه‌کارانه در پیش گرفته شده است با این حال ما اعتقاد داریم همین که پاپ و وزیر فرهنگ واتیکان صحبتی کنند که در خلقت خداوند نباید دست برد و خداوند هم انسان را زوج زن و مرد خلق کرده کسی نمی‌تواند سنت الهی را تحت این عنوان تغییر دهد، این حرکت نتیجه بخش است اما به این دلیل که تصور سیاسی و مناقشه‌برانگیز از آن می‌شود و پشت تمام این مباحث نیز صهیونیست‌ها هستند، بنابراین مسیحیان هم به این حد که سمیناری برگزار کنند، اکتفا می‌کنند حتی سال گذشته در ایتالیا سفیر ایران بیان کرد که این موضوع مطرح شود و درست نیست که شما در قبال این مسئله سکوت کنید و یک عده از سوی دیگر جلو بیایند بنابراین در دستور کار دیپلماسی ما مقابله با همجنس‌گرایی است.

*مبحث دیپلماسی که مطرح می‌شود مجموعه‌ای از گفت‌وگوها و عملکردهای متفاوت به ذهن می‌رسد شما به عنوان بخشی از جریان دیپلماسی فرهنگی متعلق به سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی با دستگاه دیپلماسی کشور مرتبط هستید، مجموعه عملکردهای شما به فرآیندی که عملیات دقیق و ملموس انجام می‌شود منجر می‌شود. امروز ما با بحران‌های مشخصی در جهان مواجه هستیم نظیر جریانات میانمار یا آفریقای مرکزی و نیجریه چه برنامه‌های دقیقی در این زمینه دارد و برای جلوگیری از فجایع رهبران بودایی، مسیحی و اسلام چگونه وارد صحنه عمل شده‌اند؟
-البته شاید هنوز به اندازه کافی وارد صحنه عمل نشده باشیم دلیلش هم این است که برخی دولت‌ها زیر بار این مسائل نمی‌روند زمانی که ما درباره همین میانمار صحبت می‌کردیم رهبران بودایی می‌گفتند که این مسئله قومی است نه دینی یا مثلً اختلاف مرزی است! بنابراین متقاعد کردن این رهبران هم حتی زمان می‌برد تا زمانی که بتوانیم مسیحیان و رهبران خود بودا را هماهنگ کنیم.

در شورایی که در کره همزمان با اتفاقات میانمار برگزار شد ما تلاش کردیم رهبران را متقاعد کرده و حتی تئاتری برای آنها اجرا کنیم و مظلومیت مردم میانمار را به رهبران نشان دهیم حتی هیئتی با حضور آیت‌الله تسخیری و دو تن دیگر به سریلانکا و تایلند فرستادیم تا با رهبران بودایی تماس حاصل کنند سال بعدش هم هیئتی از میانمار به تهران آمدند تا کم کم مسئله حل شد تمام این کارهای عملی در قالب دیپلماسی فرهنگی و دینی انجام می‌شود.

متقاعد کردن رهبران دینی برای مقابله با عده‌ای که طرفداران ادیان را می‌کشند یا آزار می‌دهند، دشوار و زمان‌بَر است

زمانی که در فرانسه به پیامبر (ص) توهین شد ما با شورای جهانی کلیساها تماس گرفتیم و گفتیم که موضعشان را مشخص کنند آنها هم گفتند که محکوم می‌کنند و خلاصه بیانیه صادر کردند و خیلی از رسانه‌ها هم در اروپا و آمریکا آن را منتشر کردند.

بنابراین دادن بیانیه و اعلام مواضع دیپلماتیک بخشی از کار ماست با این حال بخشی از کارهای فرهنگی ما به دلیل نگاه مسئولان ارشد نظام درباره بحث بودجه بر زمین مانده است چرا که اگر ما بخواهیم از ظرفیت‌های خود استفاده کنیم نیازمند بودجه چند برابری هستیم، البته امسال نسبت به سال گذشته بودجه ما چهار برابر شده است ولی بازهم نیازمند بودجه بیشتری هستیم چرا که در برخی کنفرانس‌ها نمی‌توانیم شرکت کنیم، مثلاً سال گذشته می‌توانستیم در پارلمان ادیان آمریکا حضور داشته باشیم ولی به دلیل نبود بودجه نتوانستیم، بنابراین هر کاری هم که بخواهیم انجام دهیم باید به اندازه وسعمان فشار بیاوریم و بیش از آن نمی‌توانیم.

*این بودجه از سوی سازمان فرهنگ و ارتباطات تخصیص می‌یابد؟
-بله خیلی تلاش کردیم که بودجه ما فرا سازمانی شود دو بار هم حتی تشکیلات نوشتیم و به ریاست جمهوری بردیم ولی توان وجود نداشت و فعلاً مسئله مسکوت مانده است.

*از کانال‌های دیگری نظیر مراجع تقلید و دیگران نمی‌توانید وارد شوید؟
-فعلا که موفق نبودیم خیلی‌ها البته دلشان می‌خواهد که کمک کنند ولی دستشان تنگ است، بعضی‌ها هم می‌خواهند کمک کنند اما به شریطی که خودشان وارد عمل شوند و هیئت اعزام کنند، درحالیکه این کار نتیجه نمی‌دهد و حتی ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد، چون تعریف آن‌ها از گفت‌‌وگوی بین ادیان متفاوت است. به همین دلیل دفتر مقام معظم رهبری هرگونه فعالیت در این باره را صرفاً با هماهنگی مرکز گفت‌وگوی ادیان مجاز دانسته‌اند.

تمام این کارها هم به این دلیل بوده که بدبینی‌ها و فشارهای بین‌المللی علیه ایران کمتر شود و حقوق بشر نتواند ادعای خود را علیه اقلیت‌های دینی در ایران ثابت کند. اینها به دنبال بهانه‌ای هستند تا به ایران فشار بیاورند و اگر این کار را بتوانند بکنند کل جهان را علیه ما بسیج می‌کنند، بنابراین عملکرد ما مدیریت شده است و تلاش داریم رفتار جمهوری اسلامی ایران با اقلیت‌های دینی برگرفته از سنت اهل بیت(ع) و رأفت اسلامی و هموطن ایرانی باشد.

 


١٣:٤٦ - چهارشنبه ١ مهر ١٣٩٤    /    شماره : ٦٣٧٤٩٥    /    تعداد نمایش : ٦٩٨


امتیازدهی
نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





جستجو
جستجوی پیشرفته جستجوی وب
banners
فصلنامه گفتگو شماره دو زمستان 1393

فصلنامه گفتگو، بهار 1393

مجله خبري گفتگوي اديان و تمدن ها

مجموعه مقالات

ديالوگ 5

ديالوگ 6
vote
نظرسنجي غير فعال مي باشد
UsersStats
Visitorsofpage: 8702
Visitorsofday : 99
Visitorsofpage : 1221673
Onlinevisitors : 8
PageLoad : 1.4375

صفحه اصلی|تماس با ما|پيوندها|نقشه سايت